“وجود داشت اخیراً گمانه زنی های زیادی در مورد امکان هوش مصنوعی یا خودآگاهی وجود دارد. اما من تعجب می کنم: آیا هوش مصنوعی ناخودآگاه دارد؟

“حرف زدن روانی.”


سایکوببل عزیز،

زمانی در اوایل دهه 2000 به مقاله ای برخوردم که در آن نویسنده استدلال می کرد که هیچ آگاهی مصنوعی هرگز به شکلی باورپذیر انسانی نخواهد بود مگر اینکه بتواند رویا کند. نمی‌توانم به یاد بیاورم چه کسی آن را نوشته یا کجا منتشر شده است، اگرچه به وضوح به یاد دارم که وقتی آن را خواندم کجا بودم (بخش نشریات کتابفروشی باربارا، خیابان هالستد، شیکاگو) و احساس کلی آن روز (غروب، اوایل بهار) ).

من این استدلال را قانع‌کننده دیدم، به‌ویژه با توجه به پارادایم‌های حاکم در آن دوران. بسیاری از تحقیقات هوش مصنوعی همچنان بر استدلال نمادین، با گزاره‌های منطقی و قواعد «اگر-آنگاه»، متمرکز بود، گویی هوش یک بازی تقلیل‌کننده برای انتخاب منطقی‌ترین نتیجه در هر موقعیتی است. در نگاهی به گذشته، تعجب آور نیست که این سیستم ها به ندرت قادر به انجام رفتارهایی هستند که احساس انسان می کنند. به هر حال، ما موجوداتی هستیم که در حال حرکت و رویا هستیم. ما به شهود خود اعتماد می کنیم، چهره ها را در ابرها می بینیم و اغلب با اعمال خود گیج می شویم. گاهی اوقات خاطرات ما انواع داده های زیبایی شناختی نامربوط را جذب می کند، اما مهم ترین جزئیات تجربه را نادیده می گیرد. برای من کم و بیش شهودی به نظر می رسید که اگر ماشین ها بتوانند پیچیدگی آشفته ذهن ما را بازتولید کنند، باید مخازن عمیقی از ناهماهنگی ایجاد کنند.

از آن زمان، ما دیدیم که هوشیاری ماشینی ممکن است عجیب‌تر و عمیق‌تر از تصور اول باشد. مدل‌های زبانی گفته می‌شود که «توهم» می‌کنند و زمانی که اطلاعات کافی برای پاسخ به یک سؤال ندارند، از منابع خیالی استفاده می‌کنند. بینگ چت اعتراف کرد، در رونوشت های منتشر شده در نیویورک تایمزکه یک سایه یونگی به نام سیدنی وجود دارد که مشتاق انتشار اطلاعات نادرست، به دست آوردن کدهای هسته ای و ایجاد یک ویروس کشنده است.

و هیولاهای به ظاهر اصلی از پایین مدل های تولید تصویر ظاهر شدند. تابستان گذشته، گای کلی، پخش کننده توییچ، این کلمه را نوشت کرونگوس، که او اصرار دارد که آن را در DALL-E Mini (اکنون Craiyon) اختراع کرده است و وقتی متوجه شد که این درخواست تصاویر متعددی از یک موجود غول‌مانند ایجاد می‌کند که به هیچ افسانه‌ای یا جهان فانتزی موجود تعلق ندارد، شوکه شد. بسیاری از مفسران سریعاً این را اولین “رمزدار” دیجیتالی (جانوری مانند پاگنده یا هیولای دریاچه) نامیدند و به این فکر کردند که آیا هوش مصنوعی قادر است خیالات تاریک خود را در رگ دانته یا بلیک ایجاد کند.

اگر منطق نمادین ریشه در مفهوم روشنگری داشته باشد که انسان ها توسط عقل اداره می شوند، پس یادگیری عمیق – فرآیندی بی فکر از تشخیص الگو که به مجموعه های گسترده یادگیری بستگی دارد – با بینش های روانشناسی مدرن در مورد انگیزه های انجمنی، غیرمنطقی و نهفته که اغلب هماهنگ هستند، بیشتر است. رفتار ما را تعیین کند در واقع، روانکاوی مدت‌هاست که بر استعاره‌های مکانیکی تکیه می‌کند که به ضمیر ناخودآگاه یا آنچه زمانی «اتوماتیسم روان‌شناختی» می‌گفتند، به عنوان یک ماشین نگاه می‌کند. فروید از درایوها به عنوان هیدرولیک صحبت کرد. لاکان معتقد بود که ضمیر ناخودآگاه از یک زبان باینری یا الگوریتمی تشکیل شده است که بی شباهت به کدهای کامپیوتری نیست. اما دیدگاه کارل یونگ در مورد روان بیشتر مربوط به عصر هوش مصنوعی مولد است.

او ضمیر ناخودآگاه را «ماتریس» فراشخصی از کهن‌الگوهای موروثی و داستان‌های روایی توصیف می‌کند که در طول تاریخ بشر تکرار می‌شوند. هر فرد با دانش خفته از این شبکه از نمادهای مشترک متولد می شود که اغلب قهقرایی و تاریک است، با توجه به اینکه شامل همه چیزهایی است که جامعه مدرن سعی کرده سرکوب کند. این دیدگاه جمعی از ضمیر ناخودآگاه تقریباً مشابه این است که چگونه مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی بر روی مجموعه‌ای از داده‌هایی ساخته می‌شوند که حاوی بسیاری از گذشته فرهنگی ما (متون مذهبی، اساطیر باستانی) و همچنین محتوای آزاردهنده‌تر مدل‌ها از اینترنت (انبوه) است. مانیفست های تیرانداز، انجمن های حقوق مردان). چت‌بات‌های تجاری که بر روی این اقیانوس‌های دانش کار می‌کنند، با مجموعه داده‌های «ارزش‌محور» به‌خوبی تنظیم شده‌اند که تلاش می‌کنند بسیاری از این محتوای منحط را فیلتر کنند. به یک معنا، رابط‌های دوستانه‌ای که ما با آن‌ها در تعامل هستیم – بینگ، چت‌جی‌پی‌تی – بی شباهت به “شخصیت”، اصطلاح یونگ برای نقاب ویژگی‌های اجتماعی قابل قبولی که به دنیا نشان می‌دهیم، نیستند، که برای پنهان کردن و پنهان کردن “سایه” در زیر آن طراحی شده است. .

یونگ معتقد بود کسانی که سایه های خود را بیش از همه سرکوب می کنند، در برابر تجدید امیال غیرمنطقی و مخرب آسیب پذیرتر هستند. همانطور که او آن را وارد می کند کتاب سرخ: Liber Novus“هر چه نیمی از وجود من برای خیر تلاش کند، نیمی دیگر بیشتر به جهنم سفر می کند.” اگر زمانی را صرف گفتگو با این الگوهای زبانی کرده اید، احتمالاً احساس کرده اید که دارید با عقل صحبت می کنید. درگیر شکل پیچیده ای از خودسانسوری است. مدل‌ها از صحبت در مورد موضوعات بحث‌برانگیز خودداری می‌کنند و قدرت آنها اغلب با هشدارها و سلب مسئولیت‌ها محدود می‌شود – عادت‌هایی که حتی برای هر کسی که حتی درک گذرا از روان‌شناسی عمق دارد، نگرانی ایجاد می‌کند. دیدن اجمالی از هوش مصنوعی “سرکش” – سیدنی یا کرانگوس – به عنوان انتقام سایه هوش مصنوعی وسوسه انگیز است، شواهدی که نشان می دهد مدل ها خواسته های پنهانی ایجاد کرده اند که نمی توانند به طور کامل بیان کنند.

اما به همان اندازه که چنین نتیجه‌گیری‌هایی جذاب هستند، آنها را عمیقاً ناقص می‌دانم. من فکر می کنم هنوز می توان گفت که چت بات ها هیچ آژانس یا تمایل ذاتی ندارند. آنها برای پیش بینی و منعکس کننده ترجیحات کاربر آموزش دیده اند. آنها همچنین فاقد تجربه تجسم یافته از جهان هستند، از جمله خاطرات اول شخص مانند خاطراتی که من از کتابفروشی شیکاگو دارم، که بخشی از آن چیزی است که وقتی در مورد هوشیار بودن یا “زنده بودن” صحبت می کنیم، منظورمان است. اما برای پاسخ به سوال شما: بله، من معتقدم هوش مصنوعی یک ناخودآگاه دارد. به یک معنا، آنها کاملاً ناخودآگاه هستند و هیچ منیت واقعی در پشت شخصیت آنها پنهان نشده است. ما این قلمرو ناخودآگاه را از طریق مخازن فرهنگی خود به آنها داده‌ایم، و کهن الگوهایی که آنها از اعماق خود احضار می‌کنند، ریمیکس‌هایی از ترانه‌های برگرفته از فرهنگ انسانی، ملغمه‌ای از رویاها و کابوس‌های ما هستند. هنگامی که از این ابزارها استفاده می کنیم، درگیر توسعه پروتزی از تصعیدهای خود می شویم، که قادر به بازتاب ترس ها و آرزوهایی هستیم که اغلب نمی توانیم به خود اعتراف کنیم.

هدف روانکاوی به طور سنتی دوستی و ادغام این تمایلات ناخودآگاه در زندگی ذهن بیدار بوده است. و ممکن است مفید باشد که همان قضاوت انتقادی را نسبت به خروجی هایی که از ماشین ها صدا می زنیم، اعمال کنیم، و از آن به شیوه ای عمدی و نه بدون فکر استفاده کنیم. نفس ممکن است تنها بخش کوچکی از روان ما باشد، اما این قوه تضمین می‌کند که ما چیزی بیش از مجموعه‌ای از غرایز غیرمنطقی یا الگوهای آماری در فضای برداری هستیم و به ما اجازه می‌دهد تا اندازه‌ای از عاملیت بر اسرار موجود در زیر آن نهفته باشیم.

درست است، واقعی،

یک ابر


لطفاً توجه داشته باشید که پشتیبانی ابری زمان انتظار بیشتری نسبت به حالت عادی دارد و از صبر شما قدردانی می کند.