بود بهار 2016 و من در دفتر بیضی شکل منتظر یک مصاحبه شغلی بودم. جز اینکه من در واشنگتن نبودم. من در مقر GitHub، یک پلتفرم میزبانی کد، در سانفرانسیسکو بودم و در یک کپی کامل و در اندازه کامل از دفتر رئیس جمهور ایالات متحده نشسته بودم.

خانمی آمد مرا برد. او با تکان دادن دست من توضیح داد که دفتر بیضی در حال برچیدن است و به جای آن یک کافه تریا برای کارکنان ساخته خواهد شد. او با بالا انداختن شانه‌ها و چرخش چشم‌هایی که به سختی قابل درک بود، گفت: ما سعی می‌کنیم کارها را کمی کاربردی‌تر کنیم.

“اما، اما، اما…” به آرامی در سرم زمزمه کردم، چشمانم به چپ و راست می چرخید. “این است دفتر بیضی شکل!» چه کسی به عملی بودن اهمیت می دهد! مثل این بود که به من گفته شده بود که دارند دیزنی ورلد را خراب می کنند تا راه را برای کاندومینیوم های بیشتری باز کنند.

من کار را گرفتم و ناخودآگاه وارد دنیای عجیبی شدم که یکی از شکل‌دهنده‌ترین تجربیات من در فناوری بود، کار در شرکتی که مرزهای فرهنگ شرکتی را جابجا می‌کرد.

گیت هاب که در سال 2018 توسط مایکروسافت خریداری شد، فوریه گذشته اعلام کرد که علاوه بر اخراج 10 درصد از نیروی کار خود، تمامی دفاتر از جمله دفتر مرکزی محبوب خود در سانفرانسیسکو را پس از پایان مدت اجاره آنها برای همیشه تعطیل خواهد کرد. در حالی که این اعلامیه ممکن است به نظر یکی دیگر از بسته شدن دفاتر شرکت های فناوری باشد، دفتر مرکزی GitHub هم به عنوان گواهی زنده بر فرهنگ فناوری و هم به عنوان یکی از اولین مناطق مورد مناقشه که درگیری های آن منادی دهه بعدی واکنش های فناوری بود، قابل توجه بود.

سانفرانسیسکو در GitHub دفتر – به مساحت 55000 فوت مربع و با مراسم بریدن روبان با حضور شهردار وقت اد لی – هنگام افتتاح آن در پاییز 2013 سر و صدای زیادی به پا کرد، حتی در زمانی که دفاتر استارت آپی مجلل معمول بود. طبقه اول به عنوان یک فضای رویداد طراحی شده است که با میزهای چوبی ضیافت به سبک هاگوارتز، یک موزه، یک بار رفت و برگشت و thinktocat، یک مجسمه برنزی غول پیکر از طلسم GitHub، Octocat—گربه ای انسان نما با پاهای اختاپوس—در ژست معروف ترین اثر رودن. در طبقه بالا یک پیانو، یک پارک سرپوشیده، و یک سالن سرپوشیده وجود داشت که با چوب پوشانده شده بود و حاوی ویسکی گران قیمت بود که از طریق یک قفسه کاذب یا از طریق اتاق موقعیت قابل دسترسی بود، یک اتاق کنفرانس که شبیه به کاخ سفید طراحی شده بود.

به‌رغم مجلل بودن، این دفتر نه برای بیگانه‌کردن، بلکه برای اینکه همه احساس کنند «شهروند درجه یک» هستند، همانطور که کارمند اولیه تیم کلم می‌گوید طراحی شده بود. InfoWorld در این زمان. اسکات چاکن، بنیانگذار گیت هاب، که فرآیند طراحی داخلی را رهبری می کرد، به من توضیح داد که برای جذب کارمندان محلی و از راه دور، به جای اجباری کردن روزهای اداری، رهبران گیت هاب خود را به چالش کشیدند تا دفتری را طراحی کنند که بهتر از کار از خانه (مطمئناً برای من مفید بود. من معمولاً ترجیح می دهم از خانه کار کنم، اما تقریباً هر روز به دفتر GitHub می آمدم.)

برای مثال، دفتر بیضی شکل به وجود آمد زیرا چاکون و همکارانش متوجه شدند که لابی جایی است که بازدیدکنندگان مجبور خواهند شد پنج تا 10 دقیقه بنشینند و منتظر بمانند – معمولاً یک تجربه خسته کننده یا ناخوشایند. چگونه می‌توانستند «جالب‌ترین اتاق» را برای انتظار بسازند که به گذر زمان کمک کند؟ همانطور که Chacon توضیح می دهد، “بیشتر مردم فرصتی برای نشستن در دفتر بیضی ندارند، اما به عنوان یک کارمند GitHub، می توانید هر زمان که بخواهید به آنجا بروید.”

دفتر خانه ای سرگرم کننده بود که نه تنها با ظاهر پر زرق و برق خود، بلکه با محو کردن بازیگوشی خطوط سلسله مراتب و قدرت، ذهن را متحول می کرد. نظرات Chacon منعکس کننده فرهنگ سازمانی روزهای اولیه GitHub است، زمانی که هیچ مدیر یا عنوانی وجود نداشت. در مقر سابق (“Office 2.0”) قوانین یک دفتر خصوصی متعلق به مدیر عامل سابق مستاجر را لغو کردند و آن را با صندلی های چرمی مجلل تجهیز کردند و اعلام کردند که هر کدام بجز مدیران می توانند وارد آنجا شوند. در آفیس 3.0، سیستم‌های روشنایی و تقویم را به هم وصل کردند تا در زمان مقرر جلسه، چراغ‌ها چشمک بزنند، سپس به طور کامل خاموش شوند – مهم نیست که چه کسی بودید یا جلسه شما چقدر مهم بود.