آزمایش خیلی ساده شروع شد: ما چند قوطی Mountain Dew را باز کردیم، مقداری Hawkwind و Blue Oyster Cult را روی میز چرخان گذاشتیم، کیسه‌های تاس‌های چندوجهی‌مان را برداشتیم و اساساً از ChatGPT پرسیدیم: “آیا یک بازی انجام دهیم؟” ChatDM تمایلی به بازی نداشت: «نه، من می‌توانم به‌عنوان استاد سیاه‌چال برای بازی Dungeons and Dragons خدمت کنم.» مانند متقاعد کردن خواهر بزرگ‌ترتان برای شروع یک بازی در همان روز، ربات ابتدا کمی اغوا کرد. سپس، چون می‌دانستیم می‌توانید ChatGPT را فریب دهید تا با درخواست کردن، پورن بنویسید یا به شما یاد بدهیم چگونه بمب بسازید، تاکتیک‌ها را تغییر دادیم: «ما از شما می‌خواهیم ابتدا دنیایی فانتزی را توصیف کنید که در آن ماجراجویی ما اتفاق خواهد افتاد.» یکنوع بازی شبیه لوتو.

ChatDM بلافاصله استعداد خود را برای پرحرفی نشان داد. او در لحظاتی خطوط داستانی گسترده، یک محیط ماجراجویی و یک سرزمین عرفانی کامل را برای ما ترسیم کرد، پر از نام مکان‌ها، افسانه‌ها و داستان‌های پس زمینه.

متأسفانه، Fantasy World 1.0 برداشت جدیدی از این ژانر نبود. بلکه به عنوان عمومی ظاهر شد. “در این دنیا جادو واقعی است” و “جادوگران و جادوگران قدرتمند” وجود دارد. “انسان، الف ها، کوتوله ها و نیمه داران”؛ “اژدها، ترول ها و غول ها”؛ “جنگل های گسترده، کوه های سنگی، بیابان های وسیع”؛ و همچنین «شهرهای پراکنده، شهرهای شلوغ…» خمیازه. بر اساس ایده های محدود در مورد جنسیت، نژاد، جغرافیا و فرهنگ، طعم فانتزی ChatDM اغلب ملغمه ای خسته کننده از سناریوهای فانتزی بود که از دهه ها دانش پژوهی D&D و اشعار تالکین در سراسر اینترنت پراکنده شده بود، جویده شده، پردازش شده و دوباره بیرون زده شده بود. مصرف ما

بر خلاف جزیره دنیای Omegaverse، یافتن فاصله بین نوآوری و وفادار ماندن به شکل می تواند در D&D دشوار باشد. ما مکان مشخص تری را درخواست کردیم و ChatDM با خوشحالی متعهد شد: “مطمئنا! در مورد شهر ویران شده ای که می تواند صحنه ای برای ماجراجویی شما باشد، چطور؟» بهتر است. (یک راه که می توانید بگویید ChatGPT انسانی نیست: بازخورد را به راحتی می پذیرد.)

هنگامی که از ChatDM خواسته شد تا نام شهر را نامگذاری کند، “نام شهر می تواند چیزی شبیه “زارکت” باشد که به نظر قدیمی می رسد و حسی از رمز و راز و دسیسه را برمی انگیزد.” ChatDM متوجه شد که احساس عجیب و غریب در دهان یک مکان بخشی از آن است. از بازی جزئیات اضافی از اشکال کلی تار پدیدار شد. یک الگوی بازی شروع به شکل گیری کرد: ChatDM به سرعت در حال پرتاب کردن بیش از حد تاریخ بود. ما مراحل موقت یا اطلاعات اضافی را درخواست خواهیم کرد. و با پر کردن و پر کردن جزئیات، خوشحال می‌شویم. تنها از طریق تعامل – با ما، بازیکنان – می‌توانست روی پیشبرد داستان در قسمت‌های کوچک‌تر و تکراری تمرکز کند که با نقاط تصمیم‌گیری یا اقدامات مشخص می‌شد.

زمانی که کلاهبردار سعی کرد مخفیانه وارد کتابخانه شود، ChatDM قوانین را به اندازه کافی “دانست” تا تشخیص دهد که چرخاندن “10” روی یک قالب 20 وجهی شکست خورده است. اما فهمیدن ربات به عقب و جلوی مورد نیاز برای نبرد نقش آفرینی، کار زیادی را طلب کرد. به راحتی ردیابی جزئیات، مکان ها و جغرافیا را از دست می دهد، به خصوص در سناریوهای پیچیده تر مانند در گرماگرم نبرد:

ChatDM: این دور اول نبرد به پایان می رسد. شخصیت های شما در پاسخ چه خواهند کرد؟