دربیمارستان اتاقی در مدیسون، ویسکانسین، دیو روی تخت دراز کشیده بود و به ملیله دور سقف نگاه می کرد. دریچه ای توجهش را جلب کرد. درخشش شبکه فلزی به شمشیرهای نوک تیز تبدیل شد و ذهن او پر از افکار هنرهای رزمی ژاپنی و جنگ با شمشیر شد. چند رنگ روشن ظاهر شد، در تضاد با خنثی های بهداشتی محیط پزشکی، و او نت های موسیقی دستگاهی را شنید. این تنها چیزی است که او پس از دریافت سیلوسایبین، ماده فعال قارچ جادویی، به یاد می آورد، هرچند سفرش ساعت ها به طول انجامید. (دیو درخواست نام مستعار کرد زیرا نگران بود که اطلاع عمومی از مصرف داروهای روانگردان ممکن است از نظر حرفه ای به او آسیب برساند.)

در طول جلسه، محققان از او پرسیدند که چه فکری می‌کند و چه احساسی دارد، و او ظاهراً «مکالمه‌ای طولانی درباره این نکات داشت که من اصلاً به خاطر ندارم».

نه اینکه سفرش خاطره انگیز نبود. خاطرات دیو عمداً پاک شد، به اندازه ای که او «احتمالاً حتی 10 درصد» سفر را به خاطر بسپارد. همچنین به او میدازولام تزریق شد، آرام‌بخشی که می‌توان از آن برای القای فراموشی استفاده کرد.

تجربه او – بخشی از یک مطالعه آزمایشی شامل هشت نفر در دانشگاه ویسکانسین – مرکز بین‌رشته‌ای تحقیقات مواد روان‌گردان مدیسون – ثابت کرد که می‌توان این دو دارو را با هم ترکیب کرد تا به کسی سفری تقریباً طبیعی بدهد و سپس از میدازولام برای پاک کردن آن استفاده کرد. حافظه آنها چرا کسی را مجبور به سفر کنید تا خاطره آن را از بین ببرید؟

به طور معمول، زمانی که دانشمندان سعی می کنند اثرات یک دارو را جدا کنند، این کار را با کارآزمایی های بالینی تصادفی دوسوکور یا RCT انجام می دهند، که در آن شرکت کنندگان (و پزشکان آنها) مطمئن نیستند که آیا دارو یا دارونما دریافت کرده اند. بالاس سیگتی، محقق فوق دکترا در مرکز مطالعات روانگردان در امپریال کالج لندن، می گوید: “هیچ کس 200 میکروگرم ال اس دی را با دارونما اشتباه نمی گیرد.” این می تواند به طرز دردناکی آشکار باشد که آیا فردی یک داروی فعال مصرف کرده است یا نه.

داروهای روانگردان اثرات قدرتمند و منحصر به فردی دارند و برای پیچیده تر کردن مسائل، به شدت تحت تاثیر زمینه، مانند طرز فکر، محیط و باورهای فرد قرار می گیرند. به عبارت دیگر، انتظارات افراد از آنچه در مورد داروهای روانگردان اتفاق می افتد ممکن است در تجربه آنها نقش داشته باشد. این مسائل از اولین موج تحقیقات در دهه 1950 مطالعه روانگردان ها را تحت تأثیر قرار داده است، و مطالعه ویسکانسین تلاشی اخیر برای پاسخ به این سؤال مداوم است: تجربه ذهنی و انتظارات یک فرد از یک سفر روانگردان چقدر است، در مقابل فقط اثرات شیمیایی دارو بر روی مغز بر توانایی دارو برای تسکین شرایطی مانند افسردگی، اعتیاد یا PTSD تأثیر می گذارد؟ اکنون که روانگردان ها توسط تنظیم کننده های فدرال و مردم مورد توجه قرار گرفته اند، دانشمندان بار دیگر می پرسند: بهترین راه برای مطالعه این ترکیبات برای درک واقعی اثرات آنها چیست؟

نفر اول احتمالاً روانپزشکی به نام ویلیام ریورز برای استفاده از «کورکننده»، که بخش مهمی از RCTها است، بوده است. کور کردن به این معنی است که بیماران به طور تصادفی به گروه هایی تقسیم می شوند که برخی داروی فعال و برخی دیگر دارونما دریافت می کنند و فرض بر این است که آنها نمی دانند در کدام گروه قرار دارند. این تضمین می کند که هم بیماران و هم پزشکان سوگیری را در مطالعه وارد نمی کنند و بر نتایج تأثیر نمی گذارند.

در سال 1906، ریورز به خود یک نوشیدنی الکلی یا غیر الکلی که توسط یکی از همکارانش ساخته شده بود، با عطر و طعمی پوشانده به خود داد تا نتواند تشخیص دهد کدام کدام است. او سپس مشاهده کرد که چگونه نوشیدنی‌ها بر سرعت خستگی عضلات او تأثیر می‌گذارند و خاطرنشان کرد که کارهای قبلی در مورد همان موضوع ممکن است تأثیرات الکل را بیش از حد برآورد کرده باشد زیرا مردم می‌دانستند که آیا مشروب می‌نوشند یا خیر.

By ادمین سایت

عاشق دنیای تکنولوژی و ای تی هستم. و اینجا می تونید جدیدترین مطالب را هر روز قبل از همه مشاهده کنید و مطلع بشید.