هوشیاری در آخرین لحظات چیست؟

برای چندین دهه، محققان، مراقبان آسایشگاه و اعضای خانواده افراد مبتلا به آلزایمر یا سایر اشکال زوال عقل شاهد بوده اند که افراد به طور ناگهانی خاطرات و شخصیت از دست رفته خود را درست قبل از مرگ به دست می آورند. این وضعیت ممکن است برای اعضای خانواده شانس دوم به نظر برسد، اما برای کادر درمانی بسیار با تجربه، ممکن است نشانه نزدیک شدن به پایان زندگی فرد باشد.

کریستوفر کرمدیر اجرایی و مدیر ارشد پزشکی در مرکز نگهداری و مراقبت در بوفالو، نیویورک، پدیده هوشیاری هنگام مرگ را در صدها بیمار لاعلاج مورد مطالعه قرار داده است. او می گوید که این پدیده «معمولاً در چند روز آخر زندگی فرد رخ می دهد». مطابق با اندرو پیترسونمحقق اخلاق زیستی و هوشیاری در دانشگاه جورج میسون که به درخواست مؤسسه ملی بهداشت در مورد این موضوع تحقیق کرده است، پدیده “هشیاری پایان زندگی” را به عنوان بازگشت غیرمنتظره توانایی های شناختی مانند گفتار و … تعریف می کند. ارتباط” با افراد دیگر

این ارتباط فراتر از بازیابی مهارت های ارتباطی از دست رفته و آگاهی موقعیتی است. پترسون او می‌گوید آنچه برای اعضای خانواده بسیار عمیق به نظر می‌رسد، وضعیتی است که ما آن را «پیری اضطراری» می‌نامیم. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد این افراد نه تنها از محیط اطراف خود آگاه هستند، بلکه دقیقاً می دانند چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند. این توانایی با استفاده از نام مستعار یا اشاره به یک شوخی قدیمی آشکار می شود.

هر چقدر هم که این اتفاقات عجیب به نظر برسد، بسیار رایج هستند. جیسون کارلاویشمتخصص پیری و محقق ارشد این مطالعه می گوید: «مطالعه ما یک مطالعه متقاطع نبود. با این حال، او می‌افزاید: «آنچه ما دریافتیم این است که هوشیاری در بیماران مبتلا به زوال عقل شایع‌تر از موارد استثنایی است، که نشان می‌دهد این ایده که اینجا پایان راه است، کاملاً صحیح نیست.» در عوض، او پیشنهاد می‌کند که این آگاهی باید رعایت شود. به عنوان بخشی از “تجربه بیماری” و نه به عنوان یک رویداد غیر طبیعی دیده می شود. کارلووی واری او خاطرنشان می کند: «ما در واقع دریافتیم که انواع مختلفی از این وقایع ماه ها یا حتی سال ها قبل از مرگ فرد رخ داده است.

با این حال، بسیاری از کارشناسان از جمله انجام دادن و پرنیا آنها موافق هستند که بیشتر این رویدادها به طور مستقیم با رویکرد یک فرد به مرگ مرتبط است. پرنیا او می‌گوید: «تقریباً مثل این است که این افراد برای مردن آماده می‌شوند. پیامدهای بالقوه این رنسانس شناختی گسترده و موقتی قابل لمس است. پترسون او اشاره می کند که ممکن است شبکه های عصبی باقیمانده یا مسیرها و عملکردهای عصبی در مغز وجود داشته باشد که به طور بالقوه می تواند به بازیابی توانایی های شناختی در افرادی که تصور می شود آسیب دائمی مغز دارند کمک کند.

اما تحقیقات در مورد این پدیده هنوز در مراحل اولیه است. پترسون او می گوید: «ما واقعاً نمی دانیم در زمان مرگ چه فرآیندی در مغز در جریان است که به نوعی با این رویدادها مرتبط است. با وجود این عدم قطعیت، مطالعات بیشتر در مورد فعالیت مغز در نزدیکی مرگ یا در زمان مرگ می تواند به دانشمندان و پزشکان درک بهتری از برخی از فرآیندهایی که در مغز یک فرد بیمار یا در حال مرگ اتفاق می افتد، بدهد.

با مرگ انسان چه اتفاقی در مغز می افتد؟

در مطالعه‌ای که در ماه مه در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم (PNAS) منتشر شد، محققان دانشگاه میشیگان افزایش فعالیت مغزی سازمان‌یافته را در دو نفر از چهار نفر در کما مشاهده کردند. این افراد پس از قطع حمایت های زندگی دچار ایست قلبی شدند. این تحقیق مبتنی بر بیش از یک دهه تحقیق و مطالعات حیوانی است.

یکی از این مطالعات یک مطالعه PNAS در سال 2013 بود که افزایش مشابهی را در فعالیت همزمان مغز در موش هایی که در معرض کاردیوتوکسین قرار داشتند نشان داد. همچنین در مطالعه دیگری در سال 2015 موش ها به دلیل خفگی جان خود را از دست دادند. در تمام این مطالعات، محققان دریافتند که فعالیت اشعه گاما در چند دقیقه اول ایست قلبی افزایش یافته و سپس متوقف می شود. پرتوهای گاما فرکانس‌های امواج مغزی هستند که معمولاً با بیداری، هوشیاری و یادآوری حافظه مرتبط هستند.

جیمو برجیگینعصب شناس و دانشیار فیزیولوژی مولکولی و یکپارچه در دانشگاه میشیگان، در هر سه مطالعه شرکت کرد. طبق مشاهدات وی، رشد امواج گاما در افراد در حال مرگ به ویژه در ناحیه ای از مغز که به عنوان “منطقه داغ قشر خلفی” در نزدیکی پشت جمجمه شناخته می شود، شدید بود. برخی دیگر از محققان معتقدند که این منطقه ممکن است در زمینه تجربیات آگاهانه نیز ضروری باشد.

بخش هایی از مغز در ناحیه فوق الذکر با ادراک بینایی، شنوایی و حرکتی مرتبط است. پدیده ای که بورجیگین معتقد است در «تجارب خارج از بدن» گزارش شده توسط افرادی که نزدیک به مرگ هستند و در حال بهبودی هستند، دخیل است. او خاطرنشان می‌کند که الگوهای فعال‌سازی پرتو گاما مشابه آن‌هایی که در کما مشاهده می‌شود، با فعالیت‌هایی مرتبط است که شامل تشخیص تصاویر آشنا (مانند چهره انسان) در افراد سالم است.

در مطالعات انسانی و حیوانی، پس از کاهش اکسیژن، فعالیت مغز افراد به طور ناگهانی افزایش یافت. بورجیگین او می‌گوید: «مغز این مکانیسم هموستاز را برای بازگرداندن اکسیژن فعال می‌کند، یا با تنفس سخت‌تر یا با افزایش ضربان قلب. علاوه بر این، افزایش فعالیت پیچیده‌تر مغزی که در انسان‌ها و حیواناتی که دچار ایست قلبی می‌شوند نیز دیده می‌شود، نتیجه تلاش مغز برای بازگرداندن هموستاز یا تعادل بیولوژیکی پس از تشخیص کمبود اکسیژن است.

همچنین بورجیگین معتقد است که این نوع مکانیسم بقا ممکن است در سایر تغییرات در شناخت پیرامون مرگ نیز نقش داشته باشد. او اضافه می کند که هوشیاری هنگام مرگ در بیماران زوال عقل ممکن است به دلیل این نوع آخرین تلاش در مغز باشد. هنگامی که سیستم های فیزیولوژیکی از کار می افتند، مغز سعی می کند خود را نجات دهد.