در اولین هفته های حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، یک سرباز اوکراینی در خط مقدم نبرد به گام های اشتباه و باورنکردنی ارتش روسیه که روی کاغذ از قوی ترین ارتش های جهان بود پرداخت، و در نهایت نتیجه گیری کرد که نیروهای اوکراینی «بسیار خوش شانس بودند که آن ها تا به این اندازه نادان بودند». این صحبت های فی البداهه و بدون تفکر که در ذات خود واقعیت ماجرا هستند، به سرعت به میم محبوبی منجر شد که هنوز هم یکسال بعد از شروع جنگ اوکراین هنوز مورد بحث است. اما وقتی ارتش ها به طور کامل نمی توانند به طور کامل قدرت خود را دیکته کنند، رفته رفته و به شکل اجتناب ناپذیری نسبت به تجربیات خود در میدان نبرد سازگاری پیدا می کنند، به ویژه تجربیات فاجعه بارشان، اتفاقی که بارها در تاریخ روسیه و اتحاد جماهیر شوروی رخ داده است. و اگر چه سازگاری به خاطر ساختارهای ناکارآمد می تواند فاصله زیادی از بی نقص بودن داشته باشد، شاید هنوز هم بتواند بخشی از قدرت جدیدترین و موثرترین سلاح های دشمن را کاسته و همزمان تاکتیک های شکست خورده را با تاکتیک های جدید جایگزین نماید.

بر اساس گزارشی که در ماه می توسط جک والتینگ و نیک رینولدز در موسسه خدمات متحد سلطنتی بریتانیا (RUSI) منتشر شد، این اتاق فکر در مورد سازگاری روسیه با شرایط جدید جنگی، بر اساس مصاحبه با افسران اوکراینی به بحث پرداخته است. با عنوان Meatgrinder: Russian Tactics in the Second Years of Its Invasion of Ukraine (چرخ گوشت: تاکتیک های روسیه در دومین سال حمله به اوکراین)، اخبار ناخوشایند بسیاری در مورد تصحیح مسیر برخی از عجیب ترین و ویرانگرترین اشتباهات روسیه، به ویژه استفاده از تغییرات تکنولوژیکی و ترمیم تکنولوژی های معیوب در این گزارش نهفته است.

هشدارهای والتینگ شاید در شرایطی که اوکراینی ها برای یک عملیات ضدحمله ای بزرگ به منظور آزاد کردن سرزمین های اشغال شده خود آماده می شوند بسیار بی موقع و ناخوشایند باشد. همانطور که عنوان این گزارش نشان می دهد، هنوز هم حماقت ها و ناکارآمدی های بسیاری در میان نیروهای روسی دیده می شود و البته سازگاری هایی که تنها شبیه گذاشتن یک چسب زخم موقتی روی زخمی عفونت کرده و عمیق است. اما تلاش برای تمرکز پروپاگاندایی صرف روی تصمیم گیری های احمقانه و نادیده گرفتن تصمیم های هوشمندانه توسط روس ها در زمینه سازگاری با شرایط میدانی، باعث می شود که این هوشمندی ها بیش از پیش موثر باشند. نیروهای مسلح خود اوکراین و متحدان غربی اش نیز دائماً در حال سازگاری با واقعیت های میدان نبرد بوده اند و همیشه باید از طریق شناختن و سازگاری با تغییرات استراتژی روس ها یک قدم جلوتر بوده و چنان سریع تغییر تاکتیک دهند که روس ها نتوانند به سرعت خود را با این تغییرات تاکتیکی سازگار نمایند. این نبرد در واقع حلقه تصمیم گیری OODA را دنبال می کند که در ابتدا برای تاکتیک های خلبانان جنگنده توسعه یافته اما امروزه به طور گسترده تری در ارتش ها و استراتژی های کسب و کاری به کار گرفته می شود.

بیایید با هم نگاهی بیندازیم به هفت سازگاری مهم نیروهای روسی در جنگ اوکراین که در گزارش RUSI به آن ها اشاره شده است.

۱- منطقی کردن استفاده از نیروها: گوشت های دم خمپاره به سمت جلو و نیروهای زبده از جناحین

در حالی که بسیج عمومی به ارتش روسیه کمک کرد که نقص جدی نیروی نظامی خود برای اکثر ماه های سال ۲۰۲۲ را جبران کند، نیروهایی تازه به خدمت گرفته شده، درجه های بسیار متفاوتی از آموزش را دریافت کردند. برخی تنها بعد از یک یا دو روز آموزش به میدان نبرد اعزام شدند و برخی دیگر چند ماه تحت آموزش قرار گرفتند. در تحلیل واتلینگ، روسیه مدیریت نیروهایش را بسته به میزان مهارت آن ها به شکلی منطقی انجام می دهد. واحدهای معمولی نیروهای روسیه در یگان های مکانیزه، در این دکترین جدید ارتش روسیه، توانایی نگه داشتن قلمرو فتح شده را دارند اما مناسب گرفتن قلمرو در یک نبرد نزدیک و مستقیم نیستند. اما بر اساس این گزارش، واحدهایی که آموزش کمتری دیده و تجهیزات کمتری در اختیار دارند، به عنوان گوشت های دم توپی دیده می شوند که در تیم های پنج نفره برای حمله به خطوط دفاعی اوکراینی ها اعزام می شوند.

وقتی نیروهای اوکراینی آتش گشوده و یگان حمله ور روسی را نابود می کنند، موقعیت آن ها آشکار می شود که به متخصصان زبده روسی- از جمله اسنایپرها و اپراتورهای سلاح های سنگینی که پشت خط مقدم قرار دارند- امکان می دهد روی آن موقعیت ها متمرکز شده و صدمات مورد انتظارشان را به خطوط دفاعی اوکراینی ها وارد کنند. و اگر این نیروهای یکبار مصرف شانس آورده و زنده بمانند، نقاط ضعفی که در خطوط دفاعی اوکراینی ها وجود دارد را شناسایی کرده که در ادامه مورد استفاده تعداد بزرگ تری از نیروها قرار می گیرد. عملیات های جنگی جدی با فاصله نزدیک برای نیروهای زبده تهاجمی در نظر گرفته می شود که آموزش بهترین دیده و تجهیزات بهتری در اختیار دارند که اغلب به معنای بریگادهای پیاده نظام دریایی روسیه، یگان های حمله هوایی، واحدهای نیروهای ویژه و برخی واحدهای کارآزموده و کهنه کار نیروهای واگنر است.

این نیروها به جای اینکه پایگاهی در یک جبهه خاص را برای مدت طولانی در اختیار داشته باشند، بسته به ارجحیت یک میدان نبرد وارد شده و خارج می شوند و به طور کلی دائماً در حال تغییر جبهه هستند. به طور کلی، تاکتیک های تهاجمی جدید روسیه کارآیی خود را به خوبی در مناطق شهری نشان داده است، اما عملکرد آن ها در مناطق جنگلی و خارج از شهر بسیار فاجعه بار بوده است، جایی که واحدهای تهاجمی، با سهولت بیشتری توسط سلاح های سنگین و خودروهای زرهی اوکراین در حال عبور از زمین های باز، از هم پاشیده و نابود می شوند.

۲- دکترین از نو متمرکز شده توپخانه روسیه

روسیه با تعداد زیادی سلاح های توپخانه ای که در واحدهای تانک و پیاده نظام به نام گروه های تاکتیکی گردانی توزیع شده بود وارد نبرد اوکراین شد. این توزیع و پراکندگی، و به طور کلی گروه تاکتیکی گردانی، در نیمه اول سال ۲۰۲۲ عملکرد بسیار فاجعه باری داشتند و اکنون بخش زیادی از توپخانه روسیه در قالب یگان های توپخانه ای از نو متمرکز شده است. برای این کار یک منطق موجه وجود دارد، زیرا حجم عظیم آتش توپخانه روسیه به «هجمه شکل دهنده اصلی» روسیه در میدان نبرد تبدیل شده است. به خاطر نداشتن نیروهای درگیری نزدیک موثر، نیروهای روسی به جای صدمه زدن و سرکوب کردن کافی نیروهای دشمن برای پیشروی در عملیات های تهاجمی، اغلب به توپخانه وابسته هستند تا نیروهای دشمن را به طور کلی نابود کرده و بیرون بکشد.

یگان های توپخانه روسیه از تاکتیک «مدار آتش شناسایی» سود می برند که به کمک پهپادهای تجسسی Orlan-10 میسر شده است. این پهپادها اهداف مورد نظر را شناسایی کرده که می توانند بین سه تا پنج دقیقه پس از شناسایی با استفاده از توپخانه هدف قرار گیرند که بسیار سریع تر از ساختارهای پشتیبانی آتش توپخانه ای سنتی و بسیار ناچابک و سنگین روسیه است. این زنجیره کشتار را می توان روی اهدافی که به کمک ردپای الکترومغناطیسی شان کشف شده اند نیز به کار گرفت اما این رویه کمی بیشتر طول می کشد که بین ۲۰ تا ۳۰ دقیقه است.

اما فرهنگ به شدت سلسله مراتبی فرماندهی روسیه یک نقطه ضعف دارد. واحدهای روسی که در کنار هم به میدان نبرد اعزام شده اما از ساختارهای نظامی متفاوتی هستند، اغلب در کمک به همدیگر در زمان مناسب خوب عمل نمی کنند، در شرایطی که درخواست ها برای پشتیبانی باید سلسه مراتب فرماندهی را طی کند.

۳- کاهش ذخیره مهمات، تغییر روش

در سال ۲۰۲۲ روسیه نزدیک به ۱۲ میلیون گلوله توپخانه ای شلیک کرد. اما کارخانجات مهمات سازی روسیه تنها ۲.۵ میلیون گلوله در سال گذشته تولید کرده اند. بقیه این گلوله ها از طریق خریدهای خارجی از کشورهای دیگر مانند کره شمالی صورت گرفته است، در حالی که برخی مدعی خرید گلوله های توپخانه توسط روسیه از ایران نیز هستند. علیرغم این شرایط نامساعد در زمینه انبارهای گلوله توپخانه ای، مصرف گلوله توپخانه ای روسیه در سال ۲۰۲۳ و تا این لحظه از نبرد به ۷ میلیون گلوله رسیده است که نزدیک به سه برابر تولید داخلی این کشور است.

بر اساس گزارش ها، گلوله های استاندارد ۱۵۲ میلیمتری هوویتزر به مقدار زیادی به خمپاره های ۱۲۰ میلیمتری جایگزین شده که همچنان بسیار مرگبار بوده اما برد بسیار کمتری دارند. لانچرهای راکتی چندگانه گراد نیز بسیار نایاب شده اند. اما گلوله های هدایت لیزری Krasnopol بیش از گذشته مورد استفاده قرار می گیرند که توسط پهپادهای Orlan-30 مجهز به لیزر هدایت می شوند. پهپادهای کامیکازه Lancet نیز برای حملات به توپخانه اوکراین بسیار موثر و پراستفاده هستند. والتینگ به دکترین جدیدی اشاره می کند که به اپراتورهای توپخانه های روسی آموزش داده شده است، مانند استفاده از «توپ های آواره» واحد برای جذب آتش توپخانه ای دشمن که می تواند موقعیت توپخانه اوکراینی ها را شناسایی کرده و تاکید بیشتری روی دقت زمانبندی شلیک دارد تا سرکوب توپخانه دشمن در بهترین زمان ممکن رخ دهد.

۴- حفاظت در مقابل حملات توپخانه HIMARS

نیروهای یک ارتش که در خط مقدم نبرد می جنگند به سطوح پشتیبانی «نرم تری» در عقب خود برای فرماندهی و کنترل، مهمات، تامین سوخت و غیره نیاز دارند. در تابستان ۲۰۲۲، ساختار پشتیبانی روسیه- در قالب دپوهای سوخت، مراکز فرماندهی و انبارهای مهمات- به خاطر شلیک راکتی های هدایت جی پی اس HIMARS و M270 که با دقت بالایی می توانستند تا فاصله ۸۰ کیلومتری به اهداف برخورد کنند و به تازگی در اختیار اوکراین قرار گرفته بودند، با آتش سوزی و انفجارهای بزرگی روبرو می شدند. این موضوع به شدت شرایط جنگ را به نفع اوکراین تغییر داد. اما در نهایت، ارتش روسیه خود را با این تغییر بزرگ وفق داد و انبارهای تجهیزات و سوخت خود همچنین مراکز فرماندهی اش را عقب تر برد به طوری که خارج از برد راکت های HIMARS باشند. این موضوع تاثیر و کارآیی روس ها در میدان نبرد را کاهش داد و زمان بیشتری برای رساندن تجهیزات به خط مقدم صرف می شد. اما این تغییر تاکتیک نشان داد که بقای تجهیزات و آذوقه از سرعت انتقال آن ها به میدان نبرد مهم تر است، به ویژه وقتی انبارهای ایمن جدیدی در زیر زمین و دور از دسترس راکت های HIMARS ساخته شد.

عقب بردن مراکز فرماندهی و پایاه ها به تنهایی می توانست یک علاج موقتی باشد، زیرا اوکراین توانست راکت های تهاجمی با برد بلندتری را دریافت کند و در نهایت این کار را در قالب بمب های لغزنده هوا و زمین پرتاب SDB انجام می داد که با سیستم لانچر HIMARS سازگاری داشتند. اما به خاطر سازگاری روس ها، این گلوله ها هرگز نتوانستند به اندازه معرفی اولیه سیستم HIMARS موثر باشند. در ابتدا روسیه شروع به حفاظت از مراکز فرماندهی و انبارهای تجهیزات مهم خود با استفاده از جمینگ جی پی اس کرد و دقت این مهمات های آمریکایی را تحت تاثیر قرار داد. در مقیاس کلی تر، بر اساس گزارش واتلینگ، ظاهراً دفاع هوایی روسیه بالاخره توانست تعداد قابل توجهی از راکت های سوپرسونیک M31 شلیک شده توسط سیستم توپخانه ای هایمارس را ساقط کند.

به گفته واتلینگ، ارتش روسیه توانسته سیستم های دوربرد S-300VM یا SA-23 Giant را متحرک سازی کرده و نیروهای هوافضای این کشور نیز سیستم های دفاع هوایی دوربرد S-400 را نیز به صورت سیستماتیک برای محافظت از مراکز فرماندهی و هاب های لجستیک روسیه به کار گرفته است. البته این سیستم ها شکست ناپذیر نبوده و اولین سیستم S-400 نیز در ماه می ظاهراً توسط راکت های هایمارس نابود شده است.

ظاهراً عملکرد سیستم های متحرک (سوار بر کامیون) دفاع هوایی کوتاه برد روسیه- سیستم های Pantsir و Tor-M-series نیز به شکل قابل توجهی بهبود یافته است. این مهم با یکپارچه سازی این سیستم ها با شبکه های دفاع هوایی دوربرد دیگر و به طور ویژه رادار ۴۸Ya6 Podlets-K1 محقق شده است. این سیستم های متحرک از کمک جت های گشت زن Su-35S که رادارهای رو به پایین بسیار موثری دارند حمایت می شوند. همچنین این موضوع باعث شده که کار برای هواپیماهای مهاجم اوکراینی نیز بسیار خطرناک شود. بر اساس این گزارش، سیستم های S-400 و جنگنده های Su-35 توانسته اند به ترتیب از فاصله های ۱۵۰ کیلومتری و ۱۷۵ کیلومتری هواپیماهای اوکراینی را ساقط کنند. این دستاوردها احتمالاً به کمک دریافت اطلاعات از چند پلتفرم شناسایی هدفِ مرتبط و یکپارچه سازی شده بدست آمده است.

۵- ارتباطات ایمن تر

سیستم ارتباطات ارتش روسیه در اوایل جنگ اوکراین یک کتاب باز برای نیروهای اوکراینی بود که به مرگ چندین ژنرال روسی منجر شد. اکنون اما پست های فرماندهی در سطح یگان و بالاتر در فاصله ای بسیار دورتر و معمولاً ۲۰ کیلومتری از خط مقدم نبرد قرار گرفته و از خطوط ارتباط بسیار ایمن تری متمرکز هستند که به کمک زیرساخت ارتباطی ربوده شده از اوکراینی ها و استفاده گسترده از کابل های میدانی و ارتباطات میکرو لینکک بدست آمده است. اما واحدهای کوچکتر مانند گردان ها، دسته ها و گروهان ها هنوز هم به بیسیم ها و تلفن های همراه نامطمئن وابسته هستند و اغلب در هنگام ارتباط گرفتن به سایر نیروها در استفاده از کلمات کدگذاری شده ناموفق عمل می کنند.

۶- بهبود جنگ الکترونیک

در اولین روزهای جنگ اوکراین، شاخه ترسناک جنگ الکترونیک روسیه به خوبی یکپارچه نشده بود و علیرغم قدرت ظاهری اش، پهلوان پنبه ای بیش نبود. اما ارتش روسیه در نهایت بازی جنگ الکترونیک خود را بهبود بخشید و اکنون هر ۱۰ کیلومتر یک سیستم عمده جنگ الکترونیک دارد که معمولاً در فاصله ۶ کیلومتری از خط مقدم نبرد قرار دارد. این سیستم ها عمدتاً برای ناتوان سازی پهپادهای اوکراینی به کار گرفته شده اند، به ویژه استفاده از سیستم Shipovnik-Aero که می تواند ردپای اطلاعاتی خود را مخفی کرده و شبیه سیستم های بی خطر و معمولی سازد. جمینگ جی پی اسی و گول زدن پهپادها نیز روش دیگری که برای خارج کردن این پرنده های بدون سرنشین از مسیر هدفشان به کار گرفته می شود.

گزارش والتینگ نشان می دهد که در پایین دست این سیستم ها، روسیه دستکم یک سیستم ضد پهپادی را یکپارچه سازی کرده که معمولاً یک توپ جمر پهپاد است و هر گروهان روسی یکی از آن ها را در اختیار دارد. این موضوع نشان می دهد که چنین سلاح هایی به تجهیزات معمول واحدهای کوچکتری در ارتش روسیه نیز تبدیل خواهند شد. سیستم های جاسوسی سیگنالی روسیه (SIGINT) و به طور خاص سیستمی به نام Torn-MDM نیز در رهگیری و رمزشکافی سیگنال های کد گذاری شده موفق بوده اند، حتی آن هایی که از بیسیم های موتورولا ارسال می شود که از رمزگذاری ۲۵۶ بیتی استفاده می کنند. همچنین این سیستم ها توانایی جمینگ بیسیم های موتورولا تا عمق بیش از ۱۰ کیلومتری خط مقدم نبرد را دارند. ارتش روسیه، همچنین از هشت هلیکوپتر مخصوص Mi-17 برای جمینگ در مسافت های طولانی تر استفاده می کند.

در آخر، روسیه به شکل فزآینده ای از تکنیکی برای تولید ردپایی از تعداد زیادی پهپاد استفاده می کند تا توسط سنسورهای دشمن کشف شوند، تکنیکی که برای مخفی کردن پهپادهای واقعی و مراقبت از آن ها در برابر آتش دشمن یا هدر دادن موشک های ارزشمند نیروهای اوکراینی برای این اهداف غیرواقعی استفاده می شود.

۷- قدرت هوایی روسیه: توپخانه پرنده با دقت پایین

نیروی هوایی تاکتیکی روسیه به خاطر نداشتن توانایی استفاده از سلاح های نقطه زن در مقدار زیاد بسیار ضعیف تر از نیروی هوایی ایالات متحده بوده است که به ناتوانی این نیرو در نفوذ یا سرکوب کردن مناسب سیستم های دفاع هوایی اوکراین منجر شده است. بعد از تلفات سنگین در اوایل جنگ، هواپیماهای جنگی روسیه عمدتاً با استفاده از راکت های ۸۰ میلیمتری غیرهدایت شونده S-8 شروع به حمله به اهداف زمینی خود از فواصل دور کردند. این تاکتیک با استانداردهای غربی دقت اندکی دارد اما به عنوان یک توپخانه هوایی با قدرت واکنش بالا برای مختل کردن تجمع نیروهای اوکراینی برای حمله نسبتاً موثر بوده است.

یک تاکتیک نادقیق اما جدیدتری که توسط هواپیماهای جنگی روسیه به کار گرفته شده شامل نبردهای از فاصله دور به کمک بمب های بدون قابلیت هدایت FAB-500 است که با کیت های بمب های لغزنده مجهز شده اند. این تاکتیک به جنگنده های روسی امکان می دهد که از فاصله های تا ۷۰ کیلومتری به اهداف زمینی خود حمله کنند. اگر چه دقت کمتری نسبت به بمب های لغزنده آمریکایی JDAM دارند، این شلیک از فاصله دور کافی است تا هواپیماهای روسی را از تیررس سیستم های دفاع هوایی اوکراین در امان نگه دارد تا اینکه اوکراین توانست یک Su-34 در حال شلیک بمب های لغزنده و سه هواپیمای اسکورت کننده آن را بر فراز حریم هوایی روسیه ساقط کند، دستاوردی که احتمالاً در یک شبیخون و به کمک موشک های جدید پاتریوت صورت گرفت.

واتلینگ هشدار می دهد که حملات روسیه با موشک های لغزنده می تواند کارآمدتر شود: «با این وجود، انتظار می رود که این حمله ها داده هایی را برای تصحیح کیت های لغزشی و مهم تر از همه، برای تصحیح جداول تخمینی که برای زمان رها سازی شان استفاده می شود به کار گرفته شود که به نظر می رسد با گذشت زمان باعث افزایش دقت شده اند. در صورتی که با تمرکز بالاتری مورد استفاده قرار گیرد، همچنین قابل انتظار است که این توانایی برای حمله به اهدافی در میدان نبرد نیز به کار گرفته شود». این گزارش هشدار می دهد که اگر موشک های دفاع هوایی برد متوسط و برد بلند اوکراین از کار انداخته یا فرسوده شوند، قدرت هوایی روسیه می تواند تاثیر بیشتری بر جنگ روی زمین داشته باشد.